فیروزان(پیروزنهاوندی)

فیروزان (پیروز نهاوندی) سرباز گمنام و بنامی است که برای نجات ایران با اعراب مهاجم جنگید و سمبل مقاومت مردم ایران در مقابل اعراب مهاجم است.
آنگونه که در کتاب (تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی) گفته شده ، فیروزان کسی بود که عمربن خطاب خلیفه مسلمین و کسی را که به ایران لشکر کشید را کشت و به نوعی انتقام ایرانیان را گرفت .. فیروز دختری داشت که گویا مروارید نام داشت و از آنجا که در زبان عربی به مروارید لولو میگویند به فیروزان ابو لولو یا پدر مروارید گفته میشد.
عبیدالله عمر، پس از قتل پدرش، فیروزان را همراه با مروارید دخترش و هرمزان سردار معروف ایرانی و یک مسیحی ایرانی بنام حفینه را ناجوانمردانه به قتل رسانید.
دکتر محمد سلیم العوا دبیر کل اتحادیه جهانی علمای مسلمان درگفت و گو با سایت خبری العربیه اظهار داشت :تعطیلی این مزار پس از تلاش های اتحادیه جهانی علمای مسلمان صورت گرفت و هیاتی از این اتحادیه نیز در چند ماه گذشته به ایران سفر کرده و علاوه بر برسی موضوعات روابط اهل تسنن و شیعیان به ویژه در کشورهای عراق و لبنان، موضوع وجود مزاری برای قاتل خلیفه دوم در شهر کاشان را مطرح و آنرا از موانع تقریب میان مذاهب اسلامی دانستند...
وی اضافه کرد : در این سفر فهمیدیم که بسیاری از مسئولان حتی نام این مزار را هم نشنیده اند اما پس از بررسی، تصمیم گرفتند که این مزار تعطیل و سپس ویران شود...
مقبره فیروزان که در بین راه کاشان به شهر فین واقع است شامل یک حیاط، یک ورودیه، یک گنبد مخروطی با کاشیکاری فیروزه ای و سقف های نقاشی شده است. تاریخ اصلی ساختن بنا مشخص نیست اما میدانیم که در نیمه دوم قرن چهاردهم کاملا " بازسازی شده و سنگ قبر جدیدی نیز بر روی مزار او قرار داده شده است.









فیروزان یکی از ایرانیانی بود که پس از اشغال ایران به دست اعراب، اسیر و به بردگی به مدینه برده شد. در آنجا بود که فیروزان برای گرفتن انتقام آنچه که بر ایرانیان رفته است، در سال ۶۴۵ میلادی، عمربن خطاب را به قتل رساند. فیروزان چون دارای دختری به نام مروارید بود و از آنجا که مروارید در زبان عربی “لولوه” می شود، ابولولو لقب گرفت و شیعیان نیز از او با نام “امامزاده بابا شجاع الدین” یاد می کنند و در روزهای نهم تا یازدهم ربیع الاول هر سال، مراسم جشن و شادمانی در آرامگاه او برپا می دارند. در روایت است که پس از کشته شدن خلیفه ی دوم به دست فیروزان، عبیدالله – فرزند عمر – مروارید دختر خردسال فیروزان به همراه دو ایرانی دیگری به نام هرمزان و جفینه را به خونخواهی پدر به قتل رساند.


 
 جاویدانها
گارد جاویدان نیروهای خبره از سربازان بودند که برای ایفای دو نقش تربیت شده بودند، هم به عنوان گارد شاهنشاهی و هم به عنوان عضوی از ارتش در جنگ‌های ایران و یونان در دوران هخامنشی ایفای نقش می‌کردند.
داریوش بزرگ برای این‌که بتواند از سرزمین ایران پاسداری کند، نیروی ویژه‌ای به وجود آورد به‌نام سپاه جاویدان؛ آن‌هم در سال ۴۶۵ پیش از میلاد یعنی زمانی که بسیاری از کشورها هنوز ارتشی نداشتند و هنوز از نظم نظامی ناآگاه بودند.رویدادنگاران نوشته‌اند که سپاه جاویدان از بین جوانان بلندبالا و نیرومند و خوش‌سیما گزینش می‌شد.این سپاه ۶ سال باید دورهٔ آموزشی را پشت سر می‌گذاشت.در این آموزشگاه افزون‌بر دانش آن زمان فنون جنگی را نیز فرا می‌گرفتند.ولی مهم‌تر از همه این‌ها، پرورش اخلاق بود که برای آن‌ها ارزش داشت.
شمار آن‌ها به ده هزار تن می‌رسید.این سپاه به ده هنگ هزار نفری بخش می‌شد.از آن روی به آن سپاه جاویدان می‌گفتند که هیچ‌گاه از شمار آن‌ها کم نمی‌شد.اگر یک نفر بازنشسته یا کشته می‌شد به‌شتاب، فرد جدیدی جای او را پر می‌کرد.این سپاه ده هزار نفری در آن هنگامه از نظر دلیری نمونه بودند از نظر جوانمردی یگانه.گارد جاویدان نیز نیروهای خبره از سربازان بودند که برای ایفای دو نقش تربیت شده بودند، هم به عنوان گارد شاهنشاهی و هم به عنوان عضوی از ارتش در جنگ‌های ایران و یونان در دوران هخامنشی ایفای نقش می‌کردند.
 
 
در نگاره های جبهه شرقی آپادانا، یعنی همان نمای اصلی و نخستین تالار بار تخت جمشید، پشت سر شاه بر تخت نشسته، سربازان گارد نیزه دار در سه ردیف روی هم قرار گرفته، ایستاده اند. این مجلس تقریبا یک سوم فضای وسیع شمالی نگاره ها را در اختیار دارد. این سربازان، تقریبا صد نفر، در اینجا به نمایندگی 10000 سرباز به تصویر کشیده شده اند که (سپاه آماده باش) شاهنشاه ایران را تشکیل میداده اند. این سربازان را از این رو جاویدان مینامند که با مردن یا کشته شدن یکی، بی درنگ فرد دیگری به جای او قرار میگرفت. به این ترتیب تعداد افراد تین گارد همواره 10000 نفر بوده است.
گارد پشت سر شاه، لباس چین دار هخامنشی بر تن، کفش ایرانی سه بندی بر پا و نواری پیچیده بر گرد سر دارند. به خاطر همین نوار، اینان را عیلامی انگاشته اند. اما در پشت نوار دور سر عیلامیها، همیشه گره ای وجود دارد. از این روی و مخصوصا به خاطر کفشها، کاملا روشن است که افراد گارد، پارسی اند. حتی میتوان چنین گفت که همه افراد (ده هزار جاودانان) فقط از پارس بوده اند.
نیزه دست همه این سربازان، در قسمت پایین به یک انار کوچک ختم میشود. از همین روی، یونانیان، آنرا (سیب بر) نامیده اند. این گارد 10000 نفری از ده گروه 1000 نفری تشکیل میشد. انار سرنیزه فرمانده هر گروه که (هزارپت) نامیده میشد، زرین و انار دیگران سیمین بود. فرمانده نیزه داران (انار طلایی) نیز دارای همین عنوان هزارپت بود. تین هزارپت، ظاهرا فرمانده همه نیروهای ایرانی نیز محسوب میشد. فرمانده کل گارد جاویدان، همان فرمانده سپاه ایران نامیده میشد و از قدرت فوق العاده ای برخوردار بود. این فرمانده را شاه، از افراد خانواده خود و یا از میان دوستان مورد اعتمادش برمیگزید
گروه بندی همه نیروهای نظامی ایران متنند گارد ویژه جاویدان، (ده دهی) بود. گروههای 1000 نفری متشکل از گروههای ده نفری تشکیل میشد. همه اینها شبیه رده های نظامی امروزی، متننددرجه دار، ستوان، سرهنگ و ژنرال، فرمانده خاص خود را داشتند. اشاره میشود که از این نظام در گروه بندی کارگران نیز استفاده میشد.
در کنار گارد جاویدان، 10000 نفری که پیاده نظام بود، هنگهای 1000 نفری سواره نظام نیز وجود داشت. به هنگام جنگ، علاوه بر این سپاهیان ثابت و قوای ساتراپ نشین مختلف امپراطوری بزرگ ایران، دهقانانی که از طرف شاه، زمینهایی را برای کاشت و برداشت در اختیار داشتند متقابلا به عنوان سرباز در ارتش به خدمت گرفته میشدند. به نظر میرسد که سربازان منطقه (پئیشاخوادا) در شرق تخت جمشید و در خاک کرمان، قابل اعتمادتر و ضربتی تر بوده اند. از لوحهای دیوانی بر می آید که از آنها به دفعات برای ماموریتهای ویژه دعوت شده است.